أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

523

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

منبت او در زمين قالاطيا و اسقوطيا 13 بود به باشد . از پس اين دو آنچه در زمين اسيا باشد و آنچه در زمين قيليقيا 14 بود از بلاد ارمن . ابو ريحان گويد : در زمين قيليقيا از بيخ « درخت دلب » به شكل عنصل چيزى حاصل كنند و گويند رنگ قرمز آن است . اين درست نيست 15 ، بلكه درست آن است كه رنگ قرمز از درخت بلوط است و آن تخم به اندازهء عدس بيش نيست . اين نوع بلوط را ساق نباشد ، ميوهء او تلخ بود و اهل اندلس اين نوع را از درخت بلوط شوذر 16 گويند و در بعضى مواضع بلوط خنزير 17 گويند . قرمز چيزى است كه به شبه باران يا شبنم بر اين نوع از درخت بلوط فرود آيد و به تدريج بر برگ و شاخ درخت بلوط كثيف شود و جرم او صلب گردد . هر قطرهء او چون كثيف و صلب شده باشد ، به عدس مشابهت دارد . ما دام كه جرم او صلب نشده بود و تازه‌تازه بود از او به لون خون تازه بر زمين چكد . چون فصل تيرماه [ پاييز ] درآيد او را از درخت بلوط بگيرند و در آفتاب تمام خشك كنند ؛ در وقت خشك كردن در مراقبت و حفظ او حزم تمام شرط باشد به آن سبب كه اگر باران يا شبنم به او رسد ، جمله سپيد پره 18 شود و بپرد و ازو چيزى باقى كم ماند . ( 1 ) . انواع گوناگون حشرات از راست‌بالان « Coccoidea » است كه از آنها قرمزدانه به دست مىآورند ؛ Coccus ilicis ( ابو منصور ، 265 ؛ غافقى ، 259 ؛ Lane ، 2519 ) ، Coccus infectorius L . ( سراپيون ، 113 ) يا Porphyrophora hamelu ( ابن سينا ، 172 ) از آن جمله‌اند . يونانيان باستان « قرمزدانه » را كه به صورت برآمدگى روى نوعى از بلوط Quercus coccifera L . پديد مىآيد ، يك بيمارى مىدانستند ، اما مؤلفانى كه به عربى مىنوشتند ، دقيقا مىدانستند كه اين حشره است ( غافقى ، 259 ) . مىپندارند كه اصل واژهء « قرمز » تركى است ( II , Vullers ، 722 ) و از طريق زبان‌هاى فارسى و عربى به شكل « Kermes » وارد زبان‌هاى اروپايى شده است . نيز نك . شماره‌هاى 836 و 837 . ( 2 ) . كرميز . ( 3 ) . كرمج . ( 4 ) . نك . شمارهء 345 . ( 5 ) . هنوز هم « رنگ قرمز » ارمنى يكى از سه رنگ قرمز بسيار مشهور است . ( 6 ) . شهر دون . زكى وليدى طوغان مىپندارد كه نزد ديگر مؤلفان ، دوين است ؛ Picture ، 121 ، يادداشت 1 . دوين شهرى است در ناحيهء ارّان ( قفقاز ) . ياقوت ، IV ، 112 . ( 7 ) . كرم پيله . ( 8 ) . دودة الصباغين - « كرم رنگرزان » . ديوسكوريد ( IV ، 41 ) اين كرم را فقط به همين نام مىنامد . متن تا اينجا در Picture ( 120 - 121 ) درج شده است .